ابن خلدون ( مترجم : آيتى )

113

تاريخ ابن خلدون ( فارسي )

وزير ، جلال الدين بن صدقه چون با موكب خليفه به استقبال عماد الدين زنگى رفت ، در پناه او ماند تا خليفه با او بر سر مهر آمد . همچنين قاضى القضاة الزينبى نيز به دو پناه برد و همواره با او بود تا به موصل رفت . اتابك زنگى نيز جمال الدوله اقبال المسترشدى را شفاعت كرد او نيز از بند خلاص يافت و نزد او اقامت جست . الراشد باللّه در عمارت با روى شهر به جد در ايستاد ولى ملك داود كسانى را بفرستاد تا درهاى دروازه‌ها را كندند و قطعه‌اى از بارو را ويران نمودند . ملك داود به قتال سلطان مسعود بيرون آمد خليفه و عماد الدين زنگى او را سوگند دادند كه از پيمان باز نگردد . از آن پس خطبه به نام مسعود در سراسر بغداد قطع شد . ملك داود شحنگى بغداد را به يرنقش بازدار داد . آنگاه خبر رسيد كه سلجوق شاه برادر سلطان مسعود ، واسط را تسخير كرده است و امير بك‌آبه را نيز اسير نموده . عماد الدين زنگى لشكر به واسط برد . سلجوق شاه با او مصالحه كرد و زنگى از جادهء خراسان بازگشت تا به ملك داود پيوندد و لشكر گرد آورد . پس سلطان مسعود به قصد نبرد در حركت در آمد . زنگى كه در راه به ملك داود پيوسته بود از او جدا شد و به بغداد آمد ، بدين عنوان كه مىخواهد به مراغه رود و چون سلطان مسعود از همدان خارج گردد وارد همدان شود . خليفه الراشد باللّه در آغاز ماه رمضان لشكر از بغداد بيرون آورد و در راه خراسان پيش رفت ولى پس از سه روز مراجعت نمود و تصميم گرفت كه در درون با روى بغداد بجنگد . داود و امرا را فرا خواند تا در بغداد نزد او باشند . آنان نيز به بغداد بازگشتند . در اين اثنا رسولان مسعود برسيدند حاكى از اينكه سلطان در اطاعت الراشد باللّه است و اين سخن بگونه‌اى تهديد امرايى بود كه نزد او گرد آمده بودند . ولى الراشد باللّه به خاطر ايشان اين اطاعت را نپذيرفت . و اللّه سبحانه و تعالى اعلم . محاصرهء بغداد و رفتن الراشد باللّه به موصل و خلع او و خلافت المقتفى لامر اللّه سلطان مسعود سلجوقى عزم جزم كرد كه وارد بغداد شود . بيامد و در ملكيه فرود آمد . زين الدين على يكى از امراى اتابك زنگى به سوى او پيش رفت تا مشرف به لشكرگاهش شد و جنگى كرد و باز گرديد . سلطان مسعود به بغداد رسيد . عياران در محلات بغداد دست به فساد و خرابى زده بودند و سپاهيان نيز چون ايشان اموال مردم را تاراج مىكردند . محاصرهء بغداد پنجاه و چند روز مدت گرفت . سلطان مسعود بدين عنوان كه قصد بازگشت به همدان [ 1 ] دارد تا نهروان واپس نشست . در آنجا طرنطاى فرمانرواى واسط برسيد با كشتيهاى بسيار . سلطان به جانب غربى دجله نقل كرد . امرا كه در جانب غربى بودند چون چنان ديدند

--> [ ( 1 ) ] متن : اصفهان .